close
تبلیغات در اینترنت
(سایت پایان نامه )-aaa20- دانلود تحقیق علمی ایرانداک
loading...

دانلود فایل های آموزشی

1-9-چگونگی تشکیل اخلاط 17 1-10-سردی و گرمی و مضرات آن18 1-11-علل چهارگانه اخلاط21 عنوان صفحه 1-12-پیدایش فرضیه اخلاط چهارگانه21 1-13-تعریف اعضاء22 1-14-ارواح22 1-15-قوا22 1-16-افعال 23 1-17-معرفی منابع23 فصل دوم:تاریخ طب مزاجی 2-1-طب مزاجی از منظر تاریخ30 2-2-طبایع چهار گانه در مکتبهای مختلف31 2-2-1- مکتب یونان 31 2-2-2-بقراط31 2-2-3-جالینوس32 2-2-4-مکتب طبی مصر32 2-2-5-مکتب طبی چین32 2-2-6-مکتب طبی هند33 2-2-7مکتب طب سنتی ایران34 2-3-مخالفین نظریه طبایع چهارگانه35 2-4-طب مزاجی در سیستم نظام هستی37…

(سایت پایان نامه )-aaa20- دانلود تحقیق علمی ایرانداک

aaaa بازدید : 13 چهارشنبه 15 شهريور 1396 نظرات ()

1-9-چگونگی تشکیل اخلاط 17
1-10-سردی و گرمی و مضرات آن18
1-11-علل چهارگانه اخلاط21
عنوان صفحه
1-12-پیدایش فرضیه اخلاط چهارگانه21
1-13-تعریف اعضاء22
1-14-ارواح22
1-15-قوا22
1-16-افعال 23
1-17-معرفی منابع23
فصل دوم:تاریخ طب مزاجی
2-1-طب مزاجی از منظر تاریخ30
2-2-طبایع چهار گانه در مکتبهای مختلف31
2-2-1- مکتب یونان 31
2-2-2-بقراط31
2-2-3-جالینوس32
2-2-4-مکتب طبی مصر32
2-2-5-مکتب طبی چین32
2-2-6-مکتب طبی هند33
2-2-7مکتب طب سنتی ایران34
2-3-مخالفین نظریه طبایع چهارگانه35
2-4-طب مزاجی در سیستم نظام هستی37
فصل سوم:انواع مزاج
3 -1-. نمودار مزاجها و سیستم نظام هستی39
4-1- تغییرات مزاج با فصل هستی41
3-2-بیماری در فصول مختلف42
3-3-1-بیماریهای فصل بهار42
3-3-2-بیماریهای فصل تابستان43
3-3-3-بیماریهای فصل پاییز 43
عنوان صفحه
3-3-4-بیماریهای فصل زمستان44
3-4-درمان مزاج بافصول44
3-5-نقش طبایع چهارگانه در روح وروان45
3-6-مزاج رفتار49
3-7-تشخیص طبایع چهارگانه50
3-8-تفاوت مزاج مردان و زنان52
3-9-مزاج در ازدواج53
3-10-مزاج اندام 53
3-11-مزاج رنگ ها54
3-12-مزاج مکان ومکان هر یک از مزاجها56
3-13-نقش طبیعت های چهارگانه بر خواب وبیداری62
3-14-ارتباط طبایع چهار گانه با گرمابه های سنتی 58
3-15-مزاج لباس61
3-16- رکن پنجم طبیعت61
3-17- نقش مزاجها در عبادت62
3-18- سلامت معنوی و مزاج62
فصل چهارم:مزاج در آیات و روایات
4-1-آیات و روایات64
4-2-طب اسلامی بالاترین مکتب طبی64
4-3-طبایع چهارگانه در نهج البلاغه68
4-4-طبایع چهارگانه ازذیدگاه دیگر معصومین73
4-5-تغذیه فصول در روایات76
4-6-غذا ومزاج79
4-7-مزاج سن در روایات80
4-8-درمان مزاجها در روایات80
4-4-1درمان غلبه بلغم82
عنوان صفحه
4-4-2-درمان غلبه دم87
4-4-3-درمان غلبه سودا88.
4-4-4-درمان غلبه صفرا90
فصل پنجم:درمان و مزاج
5-1- مزاج داروها93
5-5-1- خوراكى‏هاى گرم وسرد ،خشک ومرطوب 94
5-5-2- علامات مزاج 95
5-5-3- علامت غلبه بلغم95
5-5-4- علامت غلبه صفرا95
5-2- علامت غلبه سودا96
5-3- علامت غلبه خون96
5-5- درمان غلبه مزاج96
5-5-1- درمان غلبه دم98
5-5-2- درمان غلبه صفرا98
5-5-3- در مان غلبه سودا99
5-5-4- در مان غلبه بلغم 100
5-6-مزاج تابع آب و هوا است102
5-7-مزاج وغذا102
نتیجه گیری104
مقدمه
مکتب طب سنتی ایران بر پایه طب مزاجی است. به این صورت که اصول تشخیص و درمان بیماریها بر پایه شناخت ارکان و عناصرچهارگانه:آب،باد،خاک وآتش که اصل همه موجودات از آن است و اخلاط چهارگانه ؛خون،بلغم،سوداوصفرااست. اگر چیزی مایه آتش در آن زیاد باشد گرم و خشک می گویند، چیزی که مایه هوا در آن بیشتر باشد گرم وتر می گویند، چیزی را که مایه آب در آن بیشتر باشد سردو تر می گویندو چیزی را که مایه خاک در آن بیشتر باشد سرد و خشک می گویند.و این چهار مایه ضد یکدیگرند، یعنی دشمن یکدیگر و با یکدیگر ناسازگارند.
در قران به مزاج کافور که نشانه سردی است و مزاج زنجبیل که نشانه گرمی است اشاره شده است . امام علی علیه السلام در نهج البلاغه در جاهای مختلف به موضوع مزاجها اشاره کرده است .ایشان در خطبه اول نهج البلاغه در مورد آفرینش آسمان وزمین وانسان بحث کرده و از عناصر چهارگانه در آفرینش وهستی سخن می گوید. در جایی دیگراز بادوخاک وآب سخن می گویند که هستی از اینها جلوه گر شده است . وهمچنین به بیان تفاوت در انسان ها که ریشه آن در عناصر اولیه سرشت انسانهاست پرداخته اند. در احادیث و روایات ائمه معصومین علیهم السلام نیزبه موضوع مزاج و طبع اشارات زیادی شده و به خوبی آن را تبیین کرده است.
طب مزاج، یکی از شاخه های بسیار مهم در طب قدیم به حساب می آمد و در میان تقریباً تمام مکاتب طبی بخشی شاخص محسوب می شد .اساساًپایه طب ایرانی بر اخلاط بوده ،به این صورت که اطباءبا توجه به طبع و مزاج افراد مواد غذایی مجاز و غیر مجاز را به افراد معرفی می کردند . افراد هم از همان کودکی به مزاج خود آگاه بودندوتغذیه خود را بر آن اساس تنظیم می کردند . رازی از بزرگترین اطبای ایرانی ، در کنار کتابهای پزشکی خود ،کتابی در مورد” منافع الاغذیه و مضارها “داردو در آن تاکید می کند، پزشک تا جایی که می تواند از غذا استفاده کند، نباید سراغ دارو برود .در طب قدیم ایرانی هم به همین گونه بوده .ودر مان بسیاری از بیماریها با توصیه های اخلاطی و اینکه چه غذایی برای چه طبعی مناسب است معالجه می شد.
پزشکان قدیم ایران ،به سردی، گرمی، رطوبت و خشکی عقیده زیادی داشتند، تاحدی که سرمنشاء تمام امراض را طبایع چهارگانه تصور می کردند و برای هرخوراکی یک یا دو طبیعت قائل بودند.ولی طب جدید روی این افکار، خط بطلان کشیده و تمام این عقاید و تجربیات را پوچ و واهی میداند. طب جدید می گوید هر بیماری علتی دارد و به گرمی و سردی و رطوبت مربوط نیست.بلکه برخی از ناخوشیها به وسیله ی سرایت میکرب ایجاد می شوند، دسته ای به ویروسها مربوطند، پاره ای از بیماریها نتیجه سوء تغذیه و مسمومیّت غذائی است. دسته ای هم به کم و زیادبودن ترشحات غدد درون ریز و برون ریز بستگی دارند.
در طب اسلامی همه موجودات عالم اعم از زمین و زمان(فصول و ایام)،گیاهان ،حیوانات و حتی بدن انسانها ، طبع دارند و با بدن انسان رابطه ای تنگاتنگ و هماهنگ دارند و اگر ما طبع خویش را بشناسیم می توانیم با طبیعت هماهنگ شده ، می دانیم که چه بخوریم ، چه بپوشیم و چه بگوییم تا بتوانیم به سمت تعالی پیش رفته و به آن هدف متعالی ترسیم شده برای این عالم ماده دست یابیم ، لذا پایه و اساس تمامی علوم طبیعی اعم از زیست شناسی و طب اسلامی و نیز حتی علوم الهی و خداشناسی ؛ شناخت خود ، شناخت بدن و نیز شناخت طبع و مزاج انسانی است.
در نظر ابن سینا ،تمام جهان مظهر یک اصل کلی حیات است که به وسیله صور، فعل خود را انجام می دهد. در طب جدید، صور اشیا منشأ حیات است در حالی که به نظر بوعلی این صور، ثمره حیات است. حیات، تمام عالم را فرا گرفته و این حیات از خالق عالم که مبدء همه نیکیهاست سرچشمه می گیرد. این اصل حیات نه تنها در انسان و حیوانات و نباتات تجلی کرده است بلکه تمام موجودات را سوای عناصر اربعه در دامن خود فرا گرفته است. فقط چهار عنصر، فاقد حیات است و حجم آنها مخصوصاً در مقایسه با افلاک به نظر بوعلی ناچیزاست..
علاوه بر بدن انسان که دارای طبع گرم ویا سرداست ،بعضی از بیماری ها نیز طبع سرد دارند و بعضی طبع گرم و برای اینکه انسان ممکن است بیماریهای گونا گون در بدنش داشته باشد،هر کدام بر طبع غالب مریض از نظر سردی و گرمی تاثیراتی را می گذارند.برای مثال بیماری آرتروز، طبع سرد دارد و بیماری قند خون، طبع گرم داردو انسان به هرکدام دچار شود،همان طبع در بدنش غلبه پیدامی کند.فصل ها نیز باعث تغییر در مزاج انسان می شود،همچنین خواب و بیداری و نوع حمام که چگونگی و مقدار آن در تغییر مزاج موثر است.
. در این پایان نامه سعی شده تا به روش توصیفی -تحلیلی ، به موضوع مزاجها با توجه به آموزه های اهل بیت علیه السلام در رابطه با این موضوع بپردازیم . این تحقیق که در پنج فصل تالیف شده است در فصل اول به تعاریف و کلیات پرداخته شده است به این صورت که ابتدا علم طب را بررسی کرده و به تعاریف عناصر ،اخلاط ومزاجها پرداخته است .فصل دوم، تاریخ طب مزاجی وتعریف مکاتب مختلف طبی وطب مزاجی را در سیستم نظام هستی تبیین می نماید.در فصل سوم انواع مزاج شرح داده شده از جمله بیماری در فصول مختلف ونقش مزاج در روح وروان ،خواب وبیداری ،حمام ومزاج اندام ،مزاج رنگها ودرپایان سلامت معنوی و مزاج شرح داده شده است.در فصل چهارم که مهمترین بخش است به بیان مزاج ها در آیات و روایات از جمله نهج البلاغه،علت بیماری و درمان آن پرداخته شده و در فصل پنجم غلبه هر یک از مزاجها ودرمان آنها را مشخص کرده است.
فصل اول
کلیات وتعاریف
1-اهمیت وضرورت تحقیق
پیشرفت جوامع بشری در تمام ابعاد، مخصوصا علم طب ومشکلات رو درروی آن وعملکرد پزشکان امروزی در درمان بیماریها از سوی دیگر،افزایش چشمگیر تقاضاهای جمعی و فردی برای رسیدن به سلامت جسمی و معنوی گویای این مطلب هست که امروزه با توجه به افزایش بیماریها به طور اصولی پاسخی داده نمی شود و باعث انواع بیماریهای جسمی و روحی می شود.در این پایان نامه این موضوع بیان می شود که با توجه به گرایش جامعه به طب سنتی مشخص می شود که این نوع طب (طب مزاجی)مورد توجه اهل بیت (ع)بوده .و این طب جز در مواردی جزئی با روایات تطابق دارد.
2-بیان مسئله
تاریخ علم پزشکی بیانگر تعالیم و مبانی گوناگون در آموزش و ترویج علم طب است، از آن جمله ساحران وکاهنان که بوسیله آنهامعالجه صورت می گرفت .طب سنتی ایران که از مکاتب پزشکی ایران باستان ،اسکندریه ،یونان، وهند نشات گرفته است و زمانی در جندی شاپورعلم روز پزشکی را، به جهان ارائه می داد،در قرن دوم هجری پایه گذارطب اسلامی گردید.شیوه بزرگان طب ایرانی از جمله رازی و ابن سینا در علم دارو شناسی ، شناخت گیاهان دارویی و مواد زیستی ،در محدوده وسیعی از گیتی ، یعنی از هندوستان تا اسپانیای آن روز ، بررسی خواص مفردات و مرکبات و تعریف طبایع آنها بودبنابراین ، صفات گرم و خشک ، گرم و تر ، سرد و تر و سرد و خشک ، همانگونه که برای اشیاء تعریف می شد برای انسان ، گیاهان دارویی و مواد زیستی در نظر گرفته شد که در غالب طب مزاجی بیان شده است و برپایه مزاجهای اربعه تعیین شده است ، که ریشه بیماریها و درمان آن در غلبه ویا تعدیل این چهار مزاج نهفته است. ائمه اطهار نیز سلامت انسان را در این چهار مزاج و تعدیل آن معرفی کرده است. امام علی علیه السلام در خطبه اول نهج البلاغه به چهار عنصر در طبیعت اشاره می کنندکه کل هستی از چهار عنصر بوجود آمده است .و در رساله ذهبیه امام رضا علیه السلام این مو ضوع را شرح داده .و مزاجها را به مزاج سن ،جنس،و مزاج اندام تقسیم کرده اند. با توجه به اهمیت بحث، این پایان نامه در صدد است،که این موضوع را در تاریخ طب با توجه به آموزه های ائمه اطهار انطباق دهد.
3-اهداف تحقیق
1-شناخت طب مزاجی در مکاتب مختلف.
2-بررسی طب مزاجی باتوجه به آیات و روایات.
3-بررسی وشناخت طبایع چهارگانه در شرایط مختلف.
4-نقش طبایع چهارگانه درشناخت نظام سیستمی هستی .
4-سئوالات تحقیق
آیاطب النبی منطبق با مزاجهای اربعه بوده است؟
آیادر رساله ذهبیه امام رضا علیه السلام ونهج البلاغه مزاجهای اربعه را با طب قدیم بیان کرده اند ؟
5-فرضیات تحقیق
به نظر می آید طب النبی مطابق با مزاجهای اربعه بوده است.
مزاجهای اربعه از دیدگاه امام رضا علیه السلام ونهج البلاغه در بعضی موارد با مبانی طب قدیم سازگار است .
6- بيان فرضيات اصلي و فرعي تحقيق (در صورت وجود):
7-پیشینه تحقیق
-کتابها و مقالات در این زمینه بیشتر در خصوص مزاجها و طبایع است ولی کتابی که به صورت مجزا از لحاظ تاریخی ،مطابقتی در خصوص طب مزاجی قدیم و طب اهل بیت علیه السلام باشدصورت نگرفته است.
.کتاب:قانون در طب،ابو علی سینا،ترجمه عبدالرحمن شرفکندی، انتشارات سروش
هزار سال از زندگی دانشمند و طبیب نامی ایرانی می گذرد و نام ابن سینا و شهرت او زبانزد است به خصوص در زمینه طب که کتاب قانون با پنج مجلد در دسترس همگان قرار دارد.در جلد اول این کتاب قدیمی به طور مفصل از عناصر وارکان شروع می کند.و مزاجها را بررسی کرده علل و عوامل هر کدام و درمان آنها را به طور تفصیل شرح می دهد .و بیشتر کتاب جلد یک به این موضوع پرداخته شده و به زبان ساده و قابل فهم برای خواننده است البته نسبت به کتابهای قدیمی هم ردیف خودش .
کتاب:حفظ الصحه ناصری،محمد کاظم گیلانی،انتشارات طب سنتی ایرن
در این کتاب از سته ضروریه شروع کرده است و به تدبیر ماکول و مشروب ،تدبیر خواب،در بیان حمام و تدبیر بدن خارج ازاعتدال آمده و تدبیر هر شخص با مزاج مخصوص خود آمده است و در آخر به بررسی انواع گوشتها ،انواع شیر،میوه ها ،و سبزیجات و طبع هر کدام آمده است ولی زبان کتاب آسان نیست و برای خواننده ای که در این زمینه تخصص ندارد قابل فهم نیست.
ذخیره خوارزمشاهی.اسمعیل بن حسن بن محمد حسین جرجانی .ترجمه.شهرادمصطفوی.
سید اسماعیل فرزند حسین مشهور به جرجانی در سال 434ه ق در جرجان از توابع خوارزم متولد شده وی شاگردطبیب حاذق ابوالقاسم عبد الرحمن بن علی نیشابوری ،ملقب به بقراط ثانی بوده و طب را نزدوی آموخته است .جرجانی اکثر کتابهای خود را با انشایی کم نظیر به زبان فارسی نوشته است.جرجانی پس از عزیمت به شهر خوارزم در سال 504 .ق.ذخیره خوارزمشاهی را به نام قطب الدین محمدخوارزمشاه تالیف کرد.ذخیره با بیش از 450هزار کلمه از مشروح ترین و طویل ترین کتب فارسی است. جرجانی سعی کرده تا حد ممکن از لغات عربی. در این کتاب کمتر استفاده کند
کتاب: دراسه فی طب الرسول المصطفی صلی الله علیه وآ له .عباس تبریزیان،انتشارات ژرف
این کتاب طبی،به زبان عربی و در رابطه با طب اسلامی است.و اولین کتاب نگارش شده در این زمینه است.که در چهار مجلد چاپ شده است و هر بخش به موضوعی از طب با توجه به روایات ائمه اطهار پرداخته شده است در جلد اول بخش وسیعی از این کتاب به موضوع مزاجها پرداخته شده است با عنوان اختلال طبایع که شامل تعاریف و توضیحات در مورد هر یک،چگونگی تهییج این مزاجها و در مان آنها پرداخته است.و در جلد دوم در قسمتی ا زکتاب به توضیح و تفصیل درمان هر کدام پرداخته است.همچنین اشاره ای هم به مزاج فصول و مزاج عمر کرده است ولی تفصیل نداده
دانش نامه احادیث پزشکی.محمدی ری شهری .نشر دارالحدیث.2جلد
این کتاب گرانقدردر رابطه با احادیث پزشکی است ،و به گفته خود کتاب تنها احادیثی را در خود جای داده که در آنها بهداشت ویا درمانهای جسمی مطرح شده است، این احادیث از کتب حدیثی معتبر استفاده شده و از نظر سند حدیثی بررسی شده و حدیث صحیح را در این مجموعه گرد آوری کرده است.بخشی از این احادیث به موضوع مزاجها و چگونگی و درمان آنها پرداخته است.در مورد این کتاب می توان گفت کتاب دور از ایرادی است البته در مورد مزاجها تمام احادیث بررسی نشده .
8-مفهوم شناسی واژه های تحقیق
نهج البلاغه:منتخبی از خطبه ها ،دعاها،وصایا،نامه ها وجملات کوتاه مولای متقیان امام علی علیه السلام که بوسیله سید رضی گردآوریی شده است.
ارکان :نوعی اجسام ساده هستند که اجزای اولیه تن آدمی و موجودات دیگر را تشکیل می دهند.
مزاج :عبارت از چنان کیفیتی است که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد بوجود می آید، در این واکنش متقابل ، بخش زیادی از یک یا چند ماده با بخش زیادی از ماده یا مواد مخالف با هم می آمیزند ، بر هم تاثیر می کنند و از این آمیزش کیفیت مشابهی حاصل میشود که آن را مزاج نا میده اند .
امور طبیعیه:مبادی ای است که وجود بدن بر آن مبتنی است ، قوام بدن ازآن است و اگر اینها نباشد،بدن اصلًا وجودنخواهد داشت . و این هفت امور عبارت است از:ارکان وامزجه واخلاط و اعضاءوارواح و قواو افعال
9-محدودیتهای تحقیق
در خصوص موضوع پایان نامه ،بیشترکتابهای نگاشته شده به طب سنتی اشاره کرده است و از دیدگاه نهج البلاغه به موضوع طب مزاجی دیده نشدو یا کتابی در این زمینه نگاشته نشده است این از مشکلات و محدودیتهای انجام این تحقیق می باشد.که به نظر می رسد تحقیق حاضر در این موضوع اقدامی جدید و با ارزش باشد.
10-روش تحقیق
روش تحقیق در این پایان نامه ،توصیفی-تحلیلی-تطبیقی باتوجه به مطالعات کتابخانه ای و بررسی مقالات است.
11-سازماندهی تحقیق
این پژوهش در پنج فصل تنظیم شده است
فصل اول(شامل:مقدمه،ویژگیهای تحقیق،معرفی منابع)
فصل دوم شامل:تاریخ طب مزاجی
فصل سوم شامل:انواع مزاج
فصل چهارم شامل: مزاج در آیات و روایات
فصل پنجم شامل: درمان و مزاج
1-1تعاریف لغوی واصطلاحی
1-2تعریف طب
هر مکتب طبی با تئوری هاو دیدگاه ها ی خاص به موضوع انسان می نگردوبرای استفاده ا زآن باید با اصطلاحات مربوط به آن، طبق تعریف دانشمندان مر بوط به آن علم آشنایی پیدا کرد،مکتب طب سنتی ایران مانند هر مکتب و مجموعه ای ، دارای فلسفه و دیدگاه های خاص خود بوده و برای آن ها از مجموعه ای از لغات و اصطلاحات تخصصی استفاده می کند که باید با این اصطلاحات آشنایی پیدا کرد وبه تفاوتها و نگرشهای گوناگون درهراصطلاح توجه داشت.
برای طب تعاریف زیادی بیان شده است.بوسیله طب می توان بر بدن انسان آگاهی پیدا کرد .همچنین تغییراتی که بر بدن انسان انجام می شودو اینکه این تغییرات می تواند انسان را سالم یا بیمار کند.
ابو علی سینا در تعریف طب می گوید :”طب دانشی است که بوسیله آن می توان بر کیفیات تن آدمی آگاهی یافت “.
در کتاب حفظ الصحه ناصری در تعریف طب می گوید :”بدان که طب در لغت به معنی سحر و عادت و اصلاح و حذق ، و به اصطلاح اطبا علمی است که دانسته می شود به آن احوال بدن انسان از حیثیت صحت و مرض”
بنابراین با توجه به تعاریف حکما ،طب دانشی است که بوسیله آن می توان به حالات بدن انسان از نظر بیماری و سلامت آگاهی یافت.ودر صورت از دست رفتن سلامتی آن را به بدن باز گرداند.
1-3-امور طبیعیه
در طب سنتی ایرانی ،امور طبیعیه ، اموری است که تعادل بدن را از هر جهت حفظ نمایند وآنها هفت چیزند :ارکان ، امزجه ،اخلاط ، اعضاء،ارواح،قوا و افعال .در قانون نیز امور طبیعیه در همین هفت گروه قرار گرفته اند.
در کتاب مفرح القلوب در رابطه با امور طبیعیه می گوید:”مبادی ای است که وجود بدن بر آن مبتنی است ، قوام بدن ازآن است و اگر اینها نباشد،بدن اصلا وجودنخواهد داشت . و این هفت امور عبارت است از:ارکان وامزجه واخلاط و اعضاءوارواح و قواو افعال”
اما از دیدگاه علامه قطب الدین شیرازی امور طبیعیه چهار چیزند :مزاج،هیئت ترکیبی بدن، قوه مدبره بدن ، حرکت نفس.که البته هفت اموری که در کتاب قانون و کتاب مفرح الفلوب آمده است کاملتر است ، اگر چه در معنا تفاوت زیادی ندارد.
1-4-تعریف طبیعت
طبیعت به قول بقراط،قوه ای است که مدبر بدن انسان است به غیر اراده و به غیر شعور وآن مبداهر حرکت و سکون است و به قول افلاطون ، قوه ای است الهیه که بر مصالح بدن موکل است.
اجسامى كه زير فلك قمر هستند و عناصر چهارگانه را تشكيل مى‏دهند و همچنين مرکّباتى مانند حيوان و نبات، هريك در ديگرى اثر مى‏گذارند و نيز از يكديگر اثرپذير مى‏شوند و اين بيان كننده اين حقيقت است كه در همه اشيا نيرويى وجود دارد كه فعل و انفعال و تأثير و تأثّر به وسيله آن انجام مى‏گيرد و اين نيرو را «طبع» و «طبيعت» گويند و خداوند اين نيرو را در همه اجسام نهاده تا با آن استحاله و دگرگونى در اجسام پديد آيد و همين نيروست كه زندگى و مرگ و بيمارى و صحت دارد. پس نيرويى درهمه اشیاءوجوددارد،كه فعل و انفعال و تأثير و تأثّر به وسيله آن انجام مى‏گيرد و اين نيرو را طبیعت می گویند.
1-5-ارکان(عناصر)
در طبیعت هر چیزی از چهار ماده تشکیل شده که شامل آب –باد-خاک وآتش است.
رکن در لغت ،جزئی را گویند که جزءاولیه باشد یا ثانویه (اولیه مثل عناصر و ثانویه مثل اخلاط) و در اصطلاح ،مخصوص است به اجزای اولیه که آن را ارکان ، عناصر ، اسطقس ، اصل ،ماده و هیولا گویند.
ارکان در اصطلاح حکیمان اجسام بسیطی هستندغیر قابل تقسیم به اجسام مختلفه ،که اجزاءاولیه بدن انسان را تشکیل می دهند.و آن چهار تاست:1-آتش و آن گرم و خشک است.2-هوا و آن گرم وتر است.3-آب و آن سرد و تر است.4-خاک و آن سرد و خشک است.
بو علی سینا در تعریف ارکان می گوید: “ارکان نوعی اجسام ساده هستند که اجزای اولیه تن آدمی و موجودات دیگر را تشکیل می دهند”.
جرجانی در کتاب ذخیره خوارزمشاهی عناصررا اینطور تعریف می کند:
“تن انسانهاوتن های جانوران و غیر جانوران یعنی نبات ؛همه گرد هم آمده و آمیخته و سرشته از آتش و هوا و آب و خاک و ماده. همه هستیها که زیر فلک ماه است این چهار مایه است و این چهار مایه را بتازی ارکان می گویندکه عبارت است از آب-باد-خاک-و آتش .
در کتاب «فى الاسطقسات على رأى بقراط» در تعریف عناصرمی گوید:
اجسامى كه قبول كون و فساد مى‏كنند يعنى بدنهاى حيوان و نبات و اجسامى كه از دل زمين زاده مى‏شوند، تركيب آنها از چهار ركن خاك و آب و هوا و آتش است و اين‏ها اركان اوليه و دور از بدن انسان هستند. ولى عناصر ثانوى نزديك ،كه قوام بدن انسان و ديگر جانوران خون‏دار بدانهاست ،عبارتند از اخلاط چهارگانه يعنى خون و بلغم و دو تلخه (صفرا و سودا).
بنابراین باتوجه به تعاریفی که در مورد ارکان شد،می توان گفت :اصل همه موجودات از چهار رکن اصلی خاک ،آب ،باد و آتش درست شده است .به طوریکه اگر چیزی مایه آتش در آن زیاد باشد گرم و خشک می گویند، چیزی که مایه هوا در آن بیشتر باشد گرم ومرطوب می گویند، چیزی را که مایه آب در آن بیشتر باشد سردو تر می گویندو چیزی را که مایه خاک در آن بیشتر باشد سرد و خشک می گویند.و این چهار مایه ضد یکدیگرند یعنی دشمن یکدیگر و با یکدیگر ناسازگارند .
1-6-تعريف مزاج‏
مزاج در لغت از ریشه مَزَجَ به معنی آمیختن است.و دو چیز که با هم مخلوط شوند، به هر کدام مزاج می گویند.
در کتاب قرابادین کبیر تعریف مزاج را اینگونه بیان میکند:
” مزاج مصدر، بمعنى ممتزج باسم مفعول است و آن عبارت است از كيفيّتى عنصريّه متوسّطه حاصله از كيفيّات بسيطه متضادّه و به تفصيل عبارت از كيفيت ثانويّه متشابه متوسّطه حاصله از كيفيّات اربعه و امتزاج عناصر اربعه است. هنگامى كه اجزاى آنها ریزشوند و باهم متّصل و مختلط گردند و فعل و انفعال نمايند بحدّى كه صورت هر واحد ،صورت وحدت ديگرى را بشكند و صورت جدیدی بهم رسانند كه از هم مشخص نگردند”
ابوعلی سینا در تعریف مزاج می گوید:”مزاج عبارت از چنان کیفیتی است که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد بوجود می آید، در این واکنش متقابل ، بخش زیادی از یک یا چند ماده با بخش زیادی از ماده یا مواد مخالف با هم می آمیزند ، بر هم تاثیر می کنند و از این آمیزش کیفیت مشابهی حاصل میشود که آن را مزاج نا میده اند ”
چغمینی در کتاب قانونچه در تعریف مزاج می گوید:”هر گاه اجزاءاین ارکان با یکدیگردر آمیزند بنوعی که یکی در دیگری اثرکند،بقوتهای خود که ضد هم اند و هر یکی تیزی دیگری را بشکند همانندی ،و فعل و انفعال در اجزاءآن مرکب بحدی برسدکه در همه اجزاءکیفیتی یکسان پیدا گردد .این کیفیت مرکب را مزاج گویند”.
درتعریفی دیگر می گویند :اگر دوکیفیت باهم ترکیب شوند ،و در یکدیگر اثر کنند و شکل و گوهر اولیه آن تغییرکند و کیفیتی میانه پدید آید ،آنرا مزاج گویند.
از مجموع تعاریف بدست می آید، مزاج یک ترکیب جدیداست که از آمیزش عناصر با یکدیگر، به صورتی که در همدیگر اثر کنند پدید می آید .همانطور که در تعاریف اشاره شد،به یک اصل مهم تاکید شده است و آن آمیزش عناصر با یکدیگر است که ترکیبی جدید ایجاد می کند.و در حقیقت مزاج همان طبع است و نباید با خلط یا رکن اشتباه شود،همچنین مزاج جسم نیست، بلکه گرمی، سردی، خشکی، و تری را مزاج گویند.
.مزاجها را می توان به طور کلی به نه مزاج اصلی (مزاجی که انسان با آن به دنیا می آید)تقسیم کرد که این مزاج ذاتی بر حسب شرایط محیطی،و همچنین با توجه به سن ،جنسیت،و فصل وغیره تغییر کند (مزاج اکتسابی) از این مزاجهای نه گانه يكى هماهنگ (معتدل) و هشت تا ناهماهنگ‏اندو از هماهنگى بيرون مى‏باشند، چهار تاى آن تنها است شامل گرم، سرد، تر، خشك و چهار تا تركيبى است كه شامل گرم و خشك، گرم و تر، سرد و خشك،سردو تر. مزاج انسان را می توان از بهترین مزاجها دانست
همچنین مزاج حالت فعالیت کل بدن یا اجزاءآن است ،چنانکه گرمی را می توان حالت تجمع انرژی و سردی را حالت کم شدن و تفریق انرژی و رطوبت و خشکی را بیان کننده حالاتی از ماده دانست .از نظر علمی دو دستگاه عصبی و آندوکرین تاثیر بسیار زیادی در تنظیم فعالیتهای بدن ،منجمله سوخت وساز متابولیسم بازال بدن دارند . در واقع هر دو دستگاه به صورت منفرد عمل می کند و مهمترین کار آنها تنظیم فعل و انفعالات بدن است که با دخالت هورمونها صورت می گیرد و اگر فعالیت زیاد از اندازه باشد گرما تولید و اگر کمتر باشد سردی غالب می شود .همچنین ،غده تیروئید در بالا بردن متابولیسم بازال موثر است و هر چه فعال تر باشد متابولیسم و گرما بیشتر است،.پس هر ماده ای که وارد بدن می شود با تاثی بر غده تیروئید ، متابولیسم بازال را یا در حد اعتدال یا به سمت افزایش یا کاهش آن سوق می دهد و مزاجهای معتدل ، گرم و یا سرد ایجاد می کند. بنابراین اگر غده تیروئید کم کار باشد نشانه سردی مزاج است و اگراین غده پر کار باشد از گرمی مزاج است. باتوجه به اینکه امروزه بیماری کم کاری و پر کاری تیروئید خیلی بیشتر از قدیم شده و این به دلیل به هم خوردن اعتدال مزاجها ست که نتیجه خوردن
غذای نامناسب است.
به نظرابن سينا، اجسام عنصرى وقتی باهم ملاقات می كنند بعضى در بعضى فعل مى‏كنند و هركدام از آنها بسبب صورتشان فاعل است و بسبب ماده منفعل، چنانكه شمشير تيزش فعل مى‏كند و آهنش كندى و فرسودگى مى‏يابد، و اين فعل و انفعال همواره استمرار دارد تا يكى از دو امر پيش آيد: يا يكى بر ديگرى غلبه مى‏كند و او را از نوع خود مى‏سازد، مثل اينكه آتش چون به چوب برسد آن را مى‏سوزاند؛ در اين حالت صورتيكه غالب شده مى‏گوئيم كائن است و صورتيكه مغلوب شده فاسد است؛ يا اينكه يكى بر ديگرى غلبه نمى‏كند، اما كيفيت هر دو چنان تغيير مى‏يابد كه در آنها كيفيت متشابهى دست مى‏دهد؛ اين عمل را امتزاج و آن كيفيت متشابه را مزاج مى‏نامند، مثل اينكه سركه و انگبين چون باهم ممزوج شوند سركنگبين درست مى‏شود كه نه سركه است و نه انگبين . بلكه كيفيت خاص دارد. اما اگر ميان آن دو جسم فعل و انفعالى دست ندهد، مثل اينكه نمك و فلفل را بهم بياميزند آن را اختلاط مى‏گويند نه امتزاج.
1-7-مزاج و حالات آن‏
هر شخص با توجه به نوع مزاجی که دارد،حالات و خصو صیات او هم به طرف همان سوق داده می شود. شخصى كه مزاج اصلى او به گرمى و خشكی نزدیک باشد، حركات و احوال او درتمام عمرمانند حركات و حالات‏جوانها است. و کسی که مزاج اصلى او بسردى و ترى تمایل داشته باشد، احوال و حركات اومانندحالات پيران است. و هر شخصى كه در عمر خود به سنی برسد كه مزاج سن او بامزاج اصلى او یکی شود، ضعيف و بدحال می شود، به خاطر آنكه دو مزاج از يك نوع در يك شخص جمع می شود و يك شخص از دو مزاج و از دو نوع نمی تواند باشد.
مثلا اگر مزاج اصلى شخص گرم و خشك باشد در سالهای اول جوانى گرمى و خشكى او زيادمی شود، به همین علت بد حال می شود واحتمال بیماری در آن شخص بیشتر می شودو چون زمان آن بگذرد بهتر شود.و اگر مثلا مزاج اصلى او سرد و تر باشد، در جوانى نيك حال می شود و در پيرى، حالش بد می شود.و اگر مزاج اصلى او گرم و تر باشد، در پیری حالش خوب میشود.در سالهای جوانی به علت اینکه طبع انسان در غلبه صفراست (گرم وخشک است)و هوای تابستان نیز گرم و خشک است ابتلا به بیماری در این اشخاص بیشتر است.واگر مزاج ذاتی درجوانی سرد و تر باشد ،در تابستان کمتر به بیماری دچار می شود و همینطور در مزاجهای دیگر نیز به این صورت است.
1-8-اخلاط
خلط در لغت از ریشه خَلَطَ به معنی آمیختن است ودر اصل چیزی که از مخلوط شدن چند چیز بوجود می آید،خلط نامیده می شود.
خلط در اصطلاح ،جسم تر و روانی را گویند که غذا نخست بار ، بدان تبدیل می شود .”در تعریفی دیگر”خلط جسمی است رطب بالفعل که قابل تسییل است و مستحیل می گرددبه سوی آن غذا در اول استحاله “. در کتاب التنویر، اخلاط راشامل خون، و صفرا، و سوداء، و بلغم می داند، که «امشاج» نيزمی گويند.و دارای چهار قوتست:.
در نتیجه خلط را می توان جسم روان و مرطوبی خواند که غذا بعد ازخورده شدن و هضم شدن به آن تبدیل میشود.و در رگها جریان پیدا می کندکه این اخلاط به نام های صفرا ، سودا ،بلغم و خون است.
بنابراین باتوجه به تعاریف، خلط با مزاج و طبع تفاوت دارد،با توجه به اینکه خلط بعد از خورده شدن غذا در بدن ایجاد می شود و به صورت خلط صفرا،خلط سودا،خلط بلغم وخلط دم یاخون موجود است.درمجموع نه طبع و خلط وجود دارد:1-طبع معتدل:در حالتی است که ترکیب متعادلی از عناصر ،در بدن انسان ایجاد شود،که در شرایط معمول بسیار نادر دیده می شود.2-طبع گرم 3-طبع سرد4-طبع خشک 5-طبع مرطوب 6-طبع گرم و خشک 7-طبع گرم وتر8-طبع سردو تر9-طبع سردو خشک وبه علت پیچیدگیهای انسان،طبع های ترکیبی بیشتر در اوبروز می کند .خلط صفراوی که گرم وخشک است،خلط سودایی که سردو خشک است،خلط بلغمی که سردو تر است و خلط دموی که گرم و تر است.
هر نوع از مواد غذایی (اعم از گیاهان و میوه ها و غذاها و گوشت حیوانات و غیره) یک طبع خاص دارد و اثر خاصی بر روی اخلاط اربعه می گذارد و آن را به حالت تعادل یا عدم تعادل در خواهد آورد ؛ به عنوان مثال، استفاده از مواد غذایی چرب و شیرین به طور مداوم ، صفرا را افزایش می دهد، همچنان که پرخوری و عدم رعایت اعتدال در مصرف مواد غذایی موجب غلبه ی خون می شود. استفاده از ترشی جات سرکه و لبنیات به مقدار زیاد موجب طغیان و ازدیاد بلغم ، و خوردن غذاهای نمک سود و مانده و و یا گوشت حیوانات پیر سبب زیادی سودا می گردد.
1-9-چگونگی تشکیل اخلاط
غذایی که می خوریم هنگامی که وارد بدن ما می شود، هضم آن در معده آغاز می گرددو به کبد می رود در کبد چهار خلط یا چهار نوع مایع تولید می شود به نام های صفرا ، سودا،بلغم وخونغذا تحت تاثیر جویدن دندان ها و ترشحات دهان و معده و حرکات دستگاه گوارش به یک ماده بنام کیلوس معدی که شبیه به سوپ جو است تبدیل می شود ، سپس این ماده توسط عروق ماساریقا (رگ های باریک و سختی هستند که به سراسر امعاءپیوسته اند )به کبد رفته .و آنجا نیز تحت اثر حرارت کبدی به کیموس کبدی تبدیل می شود . به عبارت دیگر غذا تحت تاثیر تغییرات سیستم گوارشی به اخلاط تبدیل می شود .از کیموس کبدی چهار خلط به نام سودا ، بلغم ، دم ، صفرا ایجاد می شود .تعادل این اخلاط چهارگانه نقش مهمی در حفظ سلامتی دارد و بسیاری از بیماریها به علت عدم تعادل این اخلاط حاصل می شود . اگر اخلاط ایجاد شده صالح و از نظر کمیت و کیفیت ، معتدل باشند موجب سلامتی بدن و اگر اخلاط ،ناصالح باشند زمینه بروز بیماری ها مهیا می شود .در نتیجه کبد مهمترین عضوی است که اخلاط در آن شکل می گیردو نقش تعیین کننده ای در سلامت انسان دارد. کسی که عنصر آتش در وجودش بیشتر باشد صفراوی مزاج است کسی که عنصر هوا در وجودش بیشتر باشد دموی مزاج است. کسی که عنصر آب وجودش بیشتر باشد بلغمی مزاج است وکسی که خاک وجودش بیشتر باشد سوداوی . مزاج است.
نخستین و بهترین اخلاط، خون است که گرم و تر است و دلیل آن این است که هنگامی که خون در بدن زیاد می شود ، حرارت و رطوبت غلبه می کند و بیماری های گرم وتر بوجود می آید و از غذاهای گرم وتر مثل گوشت و شراب تولید می شود.از این سخن بر می آید که خون خدمات زیادی برای بدن انجام می دهد وعامل رشد، نمو ، حرارت و بالندگی بدن می شود.بدترین نوع خلط بلغم است زیرا سخت است وسبب سستی و ضعف ،خرابی و به هم خوردن دستگاه های بدن می شود ؛مثلاشب ها نمی تواند بخوابد و موقع روز خواب است.
1-10-سردی و گرمی ومضرات آن
سردی و گرمی هر کدام دارای خصوصیاتی است که در بدن بروز پیدا می کند؛و بدن نیز به همان صورت عکس العمل نشان می دهد.سردى بذات خود اشتها را ضعيف مى‏كند و آن را از ميان مى‏برد همچنانكه ساير افعال بدن را ناتوان مى‏گرداند.طبیعت سرد وتر،باز دارنده است زیرا سردی ضد طبیعت روح بوده توان روحی را مختل کرده و مانع فرود آمدن نیرو به اعصاب وعضلات می گردد. كسانى كه سردى و رطوبت بر مزاجشان چيرگى دارد كندى در حركات و تنبلى بر آنان غلبه دارد زيرا مزاج سرد حامل را كه قوّه باشد ضعيف مى‏كند و رطوبت، سبب سنگينى محمول مى‏شود و هر دو سبب غلظت موادّ بدن و رطوبت‏هاى آن مى‏شوند و بى‏هوشى و كندذهنى از آن بوجود مى‏آيد. عواملی که باعث سردی در بدن می شودعبارتند از :غذای سرد،داروی سرد،روزه گرفتن،خوردن ونوشیدن بسیار زیاد،داشتن جنبش زیاد،( زیرا حرارت غریزی را کم می کند)،آرامش در حد زیاد،زیاده روی در برخورد با گرمی دهنده ها،مانندهوای گرم،ضمادهای گرم وآب گرم،سفت بستن اندامها که باعث بند آمدن راه حرارت می شود.زیاد ماندن در حمام،اندوه بیش از حد،ترس مفرط،شادی بیش از حد، لذت بیش از حد،بند آمدن مجاری در بدن بوسیله مواد زائد،تخلیه در حد افراط ، زیرا روح در تخلیه زیاد بیرون می آید و ماده حرارت از بین می رود. همچنین ،مزاج گرم به طبيعت نزدیک تر است تا مزاج سرد وبه طور کلی می توان گفت گرمی در بدن، نشانه اعتدال است و سردی از زیاده روی و افراط و تفریط درخوراک ، خواب وبیداری وغیره است.
وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروریست اما در حد خاص و معین و کمبود و یا فزونی هر یک از آنها باعث سوء مزاج یا غلبه اخلاط می گردد ،که در این حالت برای رفع مشکل باید تدابیر مربوطه رعایت و درمان صورت پذیرد.
در گیاهان وجود عناصر چهار گانه را با خوردن یا لمس آنها به وضوح می بینیم.گیاهانی که خوردن و حتی لمس آنها موجب گرمی و تشنگی فوری شده ویا حتی با تکرار آنها در بدن ایجاد خارش وسوزش می شود را گرم وخشک می گوئیم.گرمی ها را در بدن میتوان این گونه شمرد. از جمله غذای گرم ،داروی گرم،حمام در حال اعتدال،خواب و بیداری در حد اعتدال،خشم اگر چه کم یا زیاد باشد،غم و اندوه که خیلی بیش از حد نباشد،غذا خوردن در حد اعتدال،مالش دادن بدن در حد اعتدال،شادی و نشاط در حد اعتدال،شغلی که انجام آن با ایجاد حرارت در بدن توام است،گذاشتن مرهم و ضمادگرم بربدن ،جنب و جوش حتی اگر خارج از حد اعتدال باشدوشادی و نشاط در حد اعتدال.
هوای سرد بدن را صلب (محکم)و پر زور و کثیف می گرداند.و نمی گذارد حرارت غریزی ،به تحلیل رودو این سبب تجوید هضم می گرددو تجوید هضم موجب کثرت خون صالح می شود وکثرت خون صالح موجب طراوت رنگ و کثرت تولد روح می گردد وهمه اینها ، سبب درازی عمر می شود و مرضی که در هوای سرد ایجاد می گردد، عبارت است از زکام ، نزله ، صرع ، رعشه، فلج ، سکته ، سده و امثال اینها .
ولی هوای گرم بدن را مترهل (سست ونرم)می کند، ضعف و سستی می آورد و هضم را بد می گرداند و ادراک را تیره کرده، عقل را کم کند ، بنا بر آنکه حرارت و رطوبت غریزی که بنای زندگانی بر آن است ، به واسطه کثرت تحلیل ،کم می شود.پس درهمه قوا و اعضاء نقصان پدید آید و امراض این هوا ، خناق (خفگی )است و تب گرم و درد سر و چشم و ضعف دل و جگر و سرسام (ورم پرده های مغز)و و تنگی نفس و دق (مرضی که شخص را لاغرو نزار می کند )و امثال اینها.پس به طور کلی غلبه هر کدام از مزاج ها باعث بیماری در بدن می شود، ولی ضرر سردی برای بدن بیشتر از گرمی است زیراگرما باعث می شود که خون در بدن به حالت روان باشد و به همه جای بدن برسد .ولی سردی خون را از حرکت باز می دارد.
ابن سينا در فصل نهم از فن سوم كتاب طبيعيات شفادر مورد خشکی وتری مى‏گويد: «خشكى كيفيتى است كه بواسطه آن جسم بدشوارى قبول شكل مى‏كند، و بدشوارى هم آن را ترك مى‏كند؛ ترى كيفيتى است كه بواسطه آن جسم بآسانى محصور مى‏شود و شكل جسمى را كه بر او احاطه دارد مى‏پذيرد، و بزودى هم ترك شكل مى‏كند.»در نتیجه سوداوی و صفراوی مزاجها که دارای خشکی ذاتی هستند به سختی چاغ می شوند ویا اصلا تغییری نمی کنندولی دموی و بلغمی مزاجها که دارای رطوبت ذاتی هستند،باکمترین خوراک چاغ می شوند، و می توانند لاغر شوند.وبه طور کلی ،تری و رطوبت در مزاج شخص باعث چاغی می شود و برعکس خشکی در مزاج ،باعث لاغری در شخص می شود.
1-11-علل چهارگانه اخلاط
بوجود آمدن هر چیزی وابسته است به چهار “علت مادی ،علت فاعلی،علت صوری و علت غایی”
که اگر یکی نباشد آن چیز ایجاد نمی شود .علت مادی ، ماده اولیه ای است که جسم از آن بوجود می آید .عاملی که روی ماده اثر کرده و جسم را ایجاد می کند ،همان علت فاعلی است .و علت صوری ، طرح و شکل جسم بوده و در نهایت ، فایده و کاربردی که از جسم انتظار می رود سبب غایی است . اخلاط نیز دارای علت مادی که نوع غذای وارد شده به بدن است . علت فاعلی ،میزان حرارت .علت صوری ، خصوصیات (شامل رنگ،بو،طعم و حالت)خلط . و علت غایی ،فواید و عملکرداخلاط در بدن انسان می باشد..پس اگرهر کدام از این چهار عامل نباشند اخلاط شکل نمی گیرد.
************************************* *************************************   نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net *************************************   *************************************     1-12-پیدایش فرضیه اخلاط چهارگانه
دانشمندان قدیم ، برای نشان دادن اخلاط چهارگانه ، خون گوسفندی را در یک ظرف ریخته و پس از مدتی مشاهده می کردند که قسمتی از خون بسته شده و طبقات زیر در آن آشکار شده است،به این صورت که طبقه زیرین ، خون لخته شده سیاهرنگ بوده و از اجتماع گلبول های قرمز و فیبرین به وجود آمده که آن را سودا نام نهادند یعنی سیاهرگ .طبقه روی آن که کمرنگ تر بوده ، مایل به سفیدی است و از لاشه گلبولهای سفید و پلاکت ها تشکیل شده و به علت سفیدی و شباهت آن به ترشحات بینی بلغم نامیده است .طبقه روی آن که محتوی ماده رنگی خون رقیق شده یا سرم خون بوده و قسمت بیشتر خون را تشکیل می دهد و به رنگ قرمز است خون یا دم نامیده است .و طبقه آخر که مایل به زردی بوده ، به خصوص در اشخاصی که یرقان داشته باشند واضح تر است ، و به علت داشتن املاح صفرا چون کشش سطحی آن بیشتر شده ، رو می ایستد و هنگام تکان خوردن کف می کند و آن را صفرا نامیده است. وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروریست اما در حد خاص و معین و کمبود و یا زیادی هر یک از آنها باعث سوء مزاج یا غلبه اخلاط می گردد.
1-13-تعریف اعضاء
گفتیم که امور طبیعی عبارت است از ارکان ، مزاج و خلط واعضاء،ارواح ،قواوافعال،که ارکان و مزاج و خلط را بررسی کردیم و امااعضاء،یا اندامها اجسامی هستندکه از نخستین آمیزش اخلاط نیک پیدا شده اند ،که به دو بخش اندام های ساده و اندامهای مرکب تقسیم شده اند.
1-14-ارواح
ارواح که جمع روح است و آن به اصطلاح اطباء،عبارت از بخار خون طبیعی حاصل از لطایف اغذیه است و آن را روح حیوانی و محل قوت حیات نامند و چون قسمتی از آن به دماغ آید ،روح نفسانی را به وجود می آورد که مبدا حس و حرکت است و چون قسمتی از آن به کبد رود و استحاله یابد ،باعث اعمال تغذیه و نمو گردد و آن را روح طبیعی نامند به عبارت دیگر ، تولید ارواح از لطایف اخلاط است و اعضاءاز کثایف آن ها و ارواح حامل و مرکب قوا هستند ،زیرا هیچ روحی بدون قوت نمی باشد . پس روح را می توان از قسمت لطیف خون دانست که از بخار خون طبیعی درست می شود.
1-15-قوا
قوا جمع قوت است و قوت به معنی قدرتی است که در وجود حیوان وانسان نهاده شده تا بتواند از خود کارهایی را به وجود آورده و از کارهای شاق و سخت خسته نشود و از عمل باز نماند . قوا را به دو گروه تقسیم می کنند :یکی آن هایی که برای بقای شخص هستند و دیگری آنکه برای بقای نوع است . دسته اول سه قسم است :که عبارت است از قوه نفسانیه ، قوه حیوانیه ،قوه طبیعیه .که قوه نفسانیه، مربوط به اعمال دماغ و مغز است ، و شعور و ادراک و کنترل حس و حرکت، زیر نظر آن است و اعصاب ، آلات وخادم آن هستند و قوه حیوانی مربوط به اعمال حیاتی ارادی بدن است که مرکز آن در کبد است و شرائین خادم آن است .اما قوه طبیعی ، مربوط به بقای نوع است که مرکز آن در بیضه و تخمدان است . پس قوا را می توان نیرو هایی دانست که موجب فعل و انفعالات در بدن می شود.
1-16-افعال
افعال جمع فعل ،یعنی کار است که غرض غایی،و فایده ترکیب بدن و تسویه اعضاءو اعطای مزاج و حرارت غریزی و ارواح و قوا و مدرکات جسمانی و هوش و عقل و ادراک هم برای انجام دادن کار است ،چه کارهای ظاهری و چه باطنی . بعضی از کارها بوسیله یک قوه مانند جذب و هضم و دفع و غیره ، تمام می شود و بعضی نیاز به مشارکت چندین قوه دارد . مثل تبدیل غذا به خلط و خلط به روح و غیره.افعال را می توان نتیجه حاصل از کار و عملکرد قوا دانست.
  بزرگترین هدف طب مزاجی اصلاح مزاج افراد به سمت تعادل است که حکما، میبایست با استفاده از روش‌های صحیح و اصولی با همکاری مخاطب این اقدام را به نحو احسن انجام دهند. شناخت و آگاهی از مزاج‌ها و طبایع کمک می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشیم و در تصمیمات مهم زندگی، مانند انتخاب شغل و ازدواج و… دقت بیشتری نشان دهیم.
معرفی منابع
منابع زیاد و متعددی در رابطه با این پایان نامه بررسی شد که مهمترین متون و منابعی که در این تحقیق بیشتر مورد رجوع بوده ،به اختصار معرفی و نقد می شود.
کتب مرجع
کتاب: رساله ذهبیه ،امام رضا علیه السلام. ترجمه دکتر دریایی،بنیاد پژوهشهای اسلامی
این کتاب ارزشمند اسلامی را امام رضاعلیه السلام درجواب مامون نوشته است. زمانی که مامون تشریح اصول حفظ صحت مزاج را از امام خواستار گردید و پیاپی درخواست خود را تکرار می نمود ،امام در پاسخ او این نامه را ابلاغ فرمود.هنگامی که این نامه به دست مامون رسید ، دستور دادآن را با آب طلا بنویسند.این نامه در بر گیرنده مجموعه ای از توصیه ها ،رهنمودها ی طبی عمومی و آموزه های ا رزنده است،در بخشی از نامه امام جسم انسان را به اخلاط چهارگانه تقسیم فرموده است.و اعضای رئیسه و ارتباط آن را با بدن تشریح نموده است.و به این موضوع به طور کامل پرداخته است.این کتاب یکی از کتابهایی است که در این تحقیق بیشترین استفاده از آن شده است.کتابی جامع و کامل که به همه ابعا دطب مزاجی پراخته است.
کتاب:ذخیره خوارزمشاهی.اسمعیل بن حسن بن محمد حسین جرجانی .ترجمه.شهرادمصطفوی.
سید اسماعیل فرزند حسین مشهور به جرجانی در سال 434ه ق در جرجان از توابع خوارزم متولد شده .وی شاگردطبیب حاذق ابوالقاسم عبد الرحمن بن علی نیشابوری ،ملقب ببه بقراط ثانی بوده و طب را نزدوی آموخته است .جرجانی اکثر کتابهای خود را با انشایی کم نظیر به زبان فارسی نوشته است.جرجانی پس از عزیمت به شهر خوارزم در سال 504 .ق.ذخیره خوارزمشاهی را به نام قطب الدین محمدخوارزمشاه تالیف کرد.ذخیره با بیش از 450هزار کلمه از مشروح ترین و طویل ترین کتب فارسی است. جرجانی سعی کرده تا حد ممکن از لغات عربی. در این کتاب کمتر استفاده کند
این اثر شامل یک دوره کامل طب در ده کتاب است که به اعتقاد نویسنده آن می تواند تمام نیازهای طبیبان را یک جا بر طرف کند و درقسمت اول آن طب مزاجی را شرح داده است.که به نوبه خود کتابی قابل تحسین است.
کتاب:قانون در طب،ابو علی سینا،ترجمه عبدالرحمن شرفکندی، انتشارات سروش
هزارسال از زندگی دانشمند و طبیب نامی ایرانی می گذرد و نام ابن سینا و شهرت او زبانزد است، به خصوص در زمینه طب که کتاب قانون با پنج مجلد در دسترس همگان قرار دارد.در جلد اول این کتاب قدیمی به طور مفصل از عناصر وارکان شروع می کند.و مزاجها را بررسی کرده علل و عوامل هر کدام و درمان آنها را به طور تفصیل شرح می دهد .و بیشتر کتاب جلد یک به این موضوع پرداخته شده و نسبت به کتابهای قدیمی هم ردیف خودش به زبان ساده و قابل فهم برای خواننده است.از این کتاب به خاطر زبان قابل فهم آن درپژوهش حاضر، زیاد استفاده شده است.
کتاب: میزان الطب.محمد اکبر ارزانی.نشر نور وحی. قم.
این کتاب مشتمل بر سه مقاله مى‏باشد كه دو مقاله اوّل آن به طور اختصار آمده است و مقاله سوم كه بخش اصلى كتاب را تشكيل مى‏دهد، شامل يك دوره بيماريها همراه با علاج آنها مى‏باشد. اين كتاب به خاطر اختصار و زبان ساده‏اش مورد استقبال حوزه‏هاى طبى هند و پاكستان قرار گرفت و به عنوان اولين كتاب درسى شناخته شد؛از آن جايى كه ميزان الطب- بنا بر قول نويسنده آن- براى مبتديان و علاقمندان به فراگيرى علم طب نوشته شده است، به مبانى نظرى علم طب- كه همان كليّات مى‏باشد نپرداخته و فقط در دو مقاله اوّل به ذكر مختصرى از اخلاط اربعه و معدّلات و منضجات اخلاط بسنده كرده است و در مقاله سوم به طور مفصّل در ضمن 25 باب به موضوع بيماريها پرداخته و به شيوه متداول و رايج كتابهاى طب قديم از بيماريهاى سر شروع كرده و به ترتيب به بيماريهاى ديگر اعضاى بدن پرداخته است.
مقاله اوّل: در علامات كيفيات چهار گانه؛ يعنى حرارت و برودت و رطوبت و يبوست.
مقاله دوم: در بيان ادويه مفرده و مركّبه و اغذيه مناسب حال.
مقاله سوم: در بيان امراض و علاج آن.
از خصوصیات این کتاب اینست که بیشتر از کتابهای مرجع دیگر به موضوع مزاجها پرداخته است و به تفصیل آن را بررسی کرده است.در این پژوهش، ازکتاب حاضر، استفاده زیادی شده است.
کتاب:حفظ الصحه ناصری،محمد کاظم گیلانی،انتشارات طب سنتی ایرن
در این کتاب از سته ضروریه شروع کرده است و به تدبیر ماکول و مشروب ،تدبیر خواب،در بیان حمام و تدبیر بدن خارج ازاعتدال آمده و تدبیر هر شخص با مزاج مخصوص خود آمده است و در آخر به بررسی انواع گوشتها ،انواع شیر،میوه ها ،و سبزیجات و طبع هر کدام آمده است ولی زبان کتاب آسان نیست و برای خواننده ای که در این زمینه تخصص ندارد، قابل فهم نیست.از این کتاب به خاطر زبان ثقیل درتحقیق حاضر،کمتر استفاده شده است.
کتاب:خلاصه الحكمه‏

ارسال شده در جولای 10, 2017

پاسخ دهید

راهبری نوشته‌ها

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 46
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 3
  • بازدید امروز : 7
  • باردید دیروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 12
  • بازدید ماه : 53
  • بازدید سال : 635
  • بازدید کلی : 839